جوک

در پی اختلاف نظر علما در مورد اینکه شب چهارشنبه سوری 22 است یا 29. روز 22 اسفند یوم الشک و از 22 تا 29 اسفند هفته ی وحشت اعلام شد

شیطان عاشق خدا بود ... می خواست تنها عاشقش باشد ... فریاد زد ... خدا نفهمید ! . . . خدا بزرگ بود ... می خواست عاشقی کند ... آدم را آفرید! . . . سالها پیش آدم خدا را از یاد برد ... آدم عاشق شیطان شد ! این وسط خدا تنها ماند ... به همین سادگی

میگن وقتی یه خوشکل به آسمون نگاه میکنه ستاره ها چشمک میزنن و حال میکنن یه وقت به آسمون نگاه نکنی گند بزنی به حالشون

ترکه میره استادیوم وسط موج مکزیکی غرق میشه


بسیجیه میره لاس وگاس ، زنگ میزنه به خانمش میگه : فکر کنم شهید شدم ؟! خانمش میگه چرا؟ میگه : آخه اینجا بهشته


شخصی را به جهنم می بردند . در راه بر می گشت و به عقب خیره می شد . ناگهان خدا فرمود : او را به بهشت ببرید . فرشتگان پرسیدند چرا ؟ پروردگار فرمود : او چند بار به عقب نگاه کرد ... او امید به بخشش داشت

تیمارستان نوار کاست نوحه می ذارن همه پا میشن می رقصن به جز یکیمی میگن این حتما سالمه ازش می پرسن تو چرا نمی رقصی ؟ میگه:آخه من عروسم


درجات دیوانگی:
1. گیج
2. خنگ
3. پپه
4. گاگول
5.اسمت چی بود؟


اگه یه روز تنها شدی... تا کسی نیست دستتو بکن تو دماغت، حالشو ببر!


هنر شمشیر اینه كه یكی رو دو تا می كنه،بنازم هنر عشقو كه دو تا رو یکی می کنه

افتادن در گل و لای ننگ نیست. ننگ در این است كه آنجا بمانی

گفتی دور منو خط بکش ، کشیدم حالا تو در محاصره ی منی!


الهی همیشه مثل چراغ راهنمایی باشی لپت همیشه قرمز،روی دشمنات زرد دلت همیشه سبز

دو چیز هیچ وقت از یاد آدمها نمیره یکی: دوست های خوب یکی: روزهای خوب یه چیز هم هیچ وقت از دل آدمها بیرون نمیره روزهای خوب که با دوستهای خوب داشتی

مشترک گرامی:مسانه ی شما پر شده است لطفا هر چه سریعتر نسبت به تخلیه ی آن اقدام نمایید. ( سازمان کنترل نا محسوس شب ادراری )


به خروسه میگن مرغ چند حرف داره؟ میگه : قربونش برم حرف نداره!

چشمهای درشت و زیبایت را که به من می دوزی و با لبهای زیبا آواز می خوانی . احساس می کنم که بیش از همیشه عاشقت هستم . تو زیبا ترین قورباغه ی این برکه ای

این سیب، بهترین سیب، شکل سیب، سر سیب، کار سیب، گذاشتن سیب، یه سیب، آدم سیب، الافه سیب.
حالا سیب هارو حذف کن. از اول بخونش!

تو مثل خورشید هستی. می دونی چرا؟ چون با همون نگاه اولت می شد فهمید که از پشت کوه اومدی!


بیا مثل دوتا كبوتر پر بكشیم بریم روی بلندترین درخت لونه كنیم... بعد تو تخم بذار، منم میرم گوجه می خرم یه املت توپ بزنیم تو رگ!

هر چی زنگ می زنم آنتن نمیده جات بده به مامانت بگو جاتو عوض کنه.


اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چیست؟ طلاق


آرزوی حیوانات مختلف:
آرزوی جوجه تیغی (بغلش کنی )
آرزوی پاندا ( عکس رنگی بگیره )
آرزوی گوسفند ( صندلی جلوی وانت بشینه )
آرزوی خر ( نمیگم داغ دلت تازه نشه )

صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو . یا دل از دیده تو سیر شود بعد برو . تو اگر کوچ کنی بغض خدا میشکند . صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو

تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیباست حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست من تشنه یک لحظه تماشای تو هستم افسوس که یک لحظه تماشای تو رویاست

عشق عینك سبزیست كه كاه را یونجه می بیند


به ژاپنیه میگن رفتی قزوین گردش قزوینو چجوری دیدی؟ میگه ناشی باشی تاشی توشه

چهارشنبه سوری هر آتیشی که دیدی به یاد قلب منم باش آخه از دوریت بدجوری آتیش گرفته

به ترکه می گن کجای تهران می شینی ؟ می گه هرجا خسته شدم

ترکه كلیدش رو تو ماشین جا میگذاره، تا بره كلید ساز بیاره زن و بچش دو ساعت تو ماشین گیر میكنن


چندی ست که بیمار وفایت شده ام …... در بستر غم چشم به راهت شده ام …... این را تو بدان اگر بمیرم روزی …... مسئول تویی که من فدایت شده ام


ترکه تو اردبیل میمیره اعلامیه اش رو میزنن به دیوار ... تو انتخابات رای

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 آبان 1387    | توسط:    |    | نظرات()

شعر

اینقدر نگو اگر گذشت كنم كوچیك میشم ، اگه با گذشت كردن كسی كوچیک میشد خدا اینقدر بزرگ نبود ...

*************************
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا
شی اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی
خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه بعد اون بگه که هرگز نمیخواد تو رو ببینه

*************************
لیوان ز لبت بوسه گرفت من ز لیوان
دیدی ز لبت بوسه گرفتم به چه عنوان

*************************
آنچه كه هستی هدیه خداوند به توست و آنچه خواهی شد هدیه تو به خداوند است ، پس بی نظیر باش . . .

*************************
ماندم به تو ای گلشن زیبا چه نویسم
من مور صغیرم به سلیمان چه نویسم
ترسم كه قلم شعله كشد صفحه بسوزد
با این دل تنگم به عزیزم چه نویسم

*************************
كاش هرگز در محبت شك نبود
تك سوار مهربانی تك نبود
كاش بر لوحی كه بر جان دل است
واژه ی تلخ خیانت حك نبود

*************************
شیطان كه رانده شد جز یك خطا نكرد
خدا را برای سجده ی آدم رضا نكرد
شیطان 100 بار بهتر از بی نماز
او سجده بر آدم ، این سجده بر خدا نكرد...

*************************
مرد عاشق تا وقتی ازدواج نكرده نا تمام است
وقتی كه ازدواج كرد كارش تمام است !

*************************
به نام خدایی كه هستی را با مرگ ، دوستی رابی رنگ ، زندگی را با رنگ ،‌عشق را رنگارنگ ، رنگین كمان را هفت رنگ ، شاپرك را صد رنگ ...

و من را دلتنگ دوستان آفرید ...

*************************
زندگی درك همین امروز است . ظرف دیروز پر از بودن توست . شاید این خنده كه امروز دریغم كردی ، آخرین فرصت همراهی ماست.

*************************
من ساده و بیمارم
من عاشق دلتنگم
100 بار بزن و قطع كن
من عاشق تك زنگم !

*************************
به چه می خندی تو؟به مفهوم غم انگیز جدایی؟ به چه چیز ؟ به شکست دل من یا به پیروزی خویش ؟
به چه می خندی تو؟به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟
به چه می خندی تو؟به دل ساده من می خندی که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست؟خنده دار است بخند.

*************************
خوشت بیاد ،‌خوشت نیاد
اشك غم از چشات بیاد ، اون سر دنیا كه بری
این دل من باهات میاد...

*************************
به علت تورم فزاینده ی امسال ، نام امسال به " فشار ملی و تحمل اجباری " تغییر كرد !

*************************
هیچ وقت از دوست داشتن انصراف نده حتی اگه کسی بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده ... عشق رو تجربه کن حتی اگه توش شکست بخوری ...اینو بدون که اگه کسی وارد زندگیت شد و گذاشت رفت علاوه بر اینکه خاطره بجا میزاره می تونه یه تجربه هم بجا بزاره!!!!!!

*************************
سلام, خوبی؟ ببخشید بی موقع مزاحم شدم یه سوال فنی داشتم, به نظر شما کمک فنر ماشین بیگلی بیگلی چی بود که گوریل انگوری روش مینشست؟

*************************
پندی از یك داغ دیده: هرگز به علامت آبی و قرمز روی شیر توالت اعتماد نكن!

*************************
بعضی عشقا مثل حضرت نوح می مونن ( بعضیا از ترس طوفان میان پیشت)
بعضی عشقا مثل حضرت آدمه ( خوبیش اینه كه اولین عشقته )
بعضی عشقا مثل حضرت ابراهیمه ( باید همه چیزتو قربونی كنی )
بعضی عشق ها هم مثل حضرت مسیحه ( آخرش به صلیب كشیده میشی)
بعضی عشق ها هم مثل حضرت موسی هستن ( تا یه كمی دور میشی یه گوساله میاد جاتو می گیره )

*************************
ستاره ها وقتی میشكنن میشن شهاب
اما دلی كه میشكنه میشه یه سوال بی جواب . . .

*************************
می گن وقتی یه خوشگل به آسمون نگاه می کنه، ستاره ها براش چشمک می زنن و لذت می برن! یه وقت تو به آسمون نگاه نکنی گند بزنی به حالشون!

*************************
در کنار ساحلت من قایقی بشکسته ام... تو همان ساحل عشقی که بهت دل بسته ام...

*************************
اگه همه ی اون چیزایی که تو سرمه بگم 10 کتابه اما اون چیزی که تو دلمه بگم دو کلمه هست : "دوستت دارم"

*************************
پروانه به دور شمع گشت و پرش سوخت... من به دور تو گشتم و جگرم سوخت...

*************************
هنگام سحر، خروسی بالای درخت شروع به خواندن کرد و روباهی که از آن حوالی می گذشت به او نزدیک شد.
روباه گفت: تو که به این خوبی اذان می گویی، بیا پایین با هم به جماعت نماز بخوانیم.
خروس گفت: من فقط مؤذن هستم و پیشنماز پای درخت خوابیده و به شیری که آنجا خوابیده بود، اشاره کرد.
شیر به غرش آمد و روباه پا به فرار گذاشت.
خروس گفت مگر نمی خواستی نماز بخوانیم؟ پس کجا می روی؟
روباه پاسخ داد: می روم تجدید وضو می کنم و برمی گردم!

*************************
شخصی که خیلی ادعای پهلوانی می کرد رفته بود خون بده. وقتی کیسه خون را آوردند که خونش را بگیرند.
به پرستار گفت: آبجی! کیسه چیه؟ لوله بیار که به همه خون برسه.
ولی بعد از اینکه یک کیسه خون داد از حال رفت و 4 تا کیسه خون بهش زدند تا به هوش بیاد.
وقتی به هوش آمد، بدون اینکه به روی خودش بیاره به پرستار گفت: دیگه کسی خون نمیخواد؟!

*************************
یارو به شاگردش میگه: قربون دستت، برو عقب ماشین ببین چراغ راهنما ماشین کار میکنه یا نه.
شاگرد میره عقب ماشین، میگه: کار میکنه، کار نَمیکنه، کار میکنه، کار نَمیکنه...!

*************************
مسافر به مدیر هتل: "آقا اتاق من پر از مگس است!"
مدیر هتل:"نگران نباشید یک ساعت دیگر وقت ناهار است همه ی آنها به رستوران هتل می آیند."

*************************
معلم تاریخ: آهای… تو که با اون قد بلندت ته کلاس وایستادی و بر و بر منو نگاه میکنی بگو ببینم اسکندر مقدونی کی بود؟
طرف: نمیدونم.
معلم تاریخ: کی ناصرالدین شاه را کشت؟
طرف: نمیدونم.
معلم تاریخ: پس تو با این وضعت چطوری میخوای امتحان تاریخ بدی؟
طرف: من که نمیخوام امتحان بدم من اومدم بخاری کلاس را تعمیر کنم.

*************************
وسط شهر یه چاهی بوده، ‌هی ملت می‌افتادن توش، ‌زخم و می‌شدن. میان تو شهرداری یک جلسه برگذار می‌کنن که واسه این مشکل یک راه حلی پیدا کنن.
یکی از مهندسا پا میشه میگه: یافتم! ما یک آمبولانس می‌گذاریم بغل این چاه، ‌هرکی افتاد توش رو سریع ببره بیمارستان. ملت همه هورا می‌کشن..آفرین!
یک مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق که همتون نفهمید!‌ آخه اینم شد راه حل؟! ملت میگن، خوب تو میگی چی‌کار کنیم؟ یارو میگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بیمارستان، که بدبخت جون داده ما باید یک بیمارستان کنار این چاه بسازیم، که همه بهش سریع دسترسی داشته باشن! ملت دیگه خیلی سر حال می شن، کف می‌زنن سوت می‌کشن، که ایول بابا تو چه مخی داری!‌
یهو یه مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق هرچی بهمون میگن، حقمونه! آخه این شد راه حل؟! این همه خرج کنیم یک بیمارستان بسازیم کنار چاه که چی بشه؟

مردم تعجب می‌کنن،‌ میگن: خوب تو میگی چیکار کنیم؟ یارو میگه: بابا این که واضحه، ما این چاهو پر می‌کنیم، میریم نزدیک همه بیمارستانها یک چاههای زیادی حفر می کنیم!

*************************
بابای یکی میمیره، مجلس ختمش رفیقاش همه میان بهش تسلیت میگن.
بنده خدا خیلی احساساتی میشه، میگه: به خدا خیلی زحمت کشیدین تشریف آوردین، ‌شرمنده کردین... ایشالله ختم پدرتون جبران می‌کنم!

*************************
اولی:به نظر تو موقع تشیع جنازه جلوی تابوت باشی بهتر است یا پشت تابوت؟
دومی:فرقی نمی کند فقط باید سعی بکنی داخل تابوت نباشی.

*************************
یه روز به یک مرد یک اسب می دن که برای اولین بار اسب سواری کنه اون هم بدون زین، خلاصه مرد سوار اسب میشه و اسب همینطور که یورتمه می ره مرد به طرف عقب سر می خوره تا اینکه پس از مدتی به انتهای اسب (دم اسب) می رسه.
ناگهان داد می زنه: این اسب داره تموم میشه یکی دیگه بیارین!!!

*************************
دو نفر میرن تهران یک فولکس قورباغه ای میخرن، برمیگردن طرف شهرشون.
نزدیکای شهرشون یهو فولکسه خاموش میشه، هرکار میکنن دیگه روشن نمیشه. یکیشون برمیگرده به اون یکی میگه: برو نگاه کن ببین ماشین چه مرگش زده.
اون یکی درِ کاپوتو باز میکنه، یک نگاه میکنه با تعجب میگه: بیا که ماشین موتور نداره!
خلاصه اولی پیاده میشه میاد یک نگاه میندازه، میگه: برو از صندوق عقب ابزار بیار، خودم درستش میکنم!

اون یکی میره درِ صندوق عقب رو وا میکنه، یهو داد میزنه: بیا که از تهران تا اینجا دنده عقب اومدیم.

*************************
یکی 10 تومن میندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده،‌ یک ماشین میزنه بهش، درب و داغونش میکنه.
همون وقت یک بابای دیگه‌ای داشته یک پولی مینداخته تو همون صندوق، ‌اون با حال زار پامیشه، ‌میگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه!

*************************
یکی 15 سال به یه مورچه یاد می ده با چوب غذا بخوره مورچه رو می یاره تو میدون که به مردم نشون بده همه دور تا دور وایستاده بودن نگاه می کردن . یکی از اونجا رد می شه می بینه همه عقب وایستادن مورچم وسطه می ره با پا موچه رو له می کنه می گه: اخه مورچم ترس داره؟!!!

*************************
یکی تو استادیوم بوده داشته فوتبال نگاه می کرده ، هی می گفته عجیبه واقعا عجیبه.می گن چی عجیبه؟ می گه: 100هزار تماشاچی 22تا بازیکن 3تا داور .می گن خوب چیش عجیبه؟ می گه گنجشکه همه رو ول کرده ریده رو سر من!!!

*************************
زن و شوهری به سینما رفتند. در اواخر فیلم، زن، شوهرش را صدا زد و گفت: این کسی که بغل دست من نشسته از اول فیلم تا حالا خواب است. مرد با ناراحتی جواب داد: به درک که خواب است. حالا چرا منو از خواب بیدار کردی؟

*************************
دو نفر در طول مهمانی کنار هم نشسته بودند و در طول دو ساعت یک کلمه هم با هم حرف نزدند پس از دو ساعت یکی از آنها به دیگری گفت: پیشنهاد می‏کنم حالا در مورد موضوع دیگری سکوت کنیم!

*************************
یکی با زنش رفته بوده سینما، تو فیلم یهو یه گاوه شروع می‌کنه دویدن طرف تماشاچیا. یکی یهو میپره زیر صندلی، زنش میگه: ‌بابا خجالت بکش! این فیلمه. او میگه: زن! من و تو می‌دونیم فیلمه، گاوه که نمی‌دونه!

*************************
یکی رو برق 3 فاز می گیره پرت می کنه بلند می شه می گه : اگه مردین یه فاز یه فاز بیاین جلو

*************************
یکی با یکی تصادف می کنه افسر می یاد میگه: کدومتون مقصرید؟.......یکیشون می گه والا من خواب بودم ندیدم از این اقا بپرس.

*************************
به یکی می گن:چرا ماشینتو از پلاک شروع می کنی به شستن؟می گه:والا یه بار از سقف شروع کردم به شستن، رسیدم به پلاک دیدم ماشین خودم نیست.

*************************
بیچاره مردا: وقتی به دنیا می
یان همه حال مامانشونو می پرسن .وقتی ازدواج می کنن همه می گن چه عروس خوشگلی .وقتی می میرن همه می گن بیچاره زنش.

 

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 آبان 1387    | توسط:    |    | نظرات()

زندگی اخوان

 

 اخوان، شاعر حماسه و شکست

 

اخوان در شعرش درونمایه های حماسی را به استعاره و نماد مزین می کند

لیلی ابوالحسنی

مهدی اخوان ثالث، از برجسته ترین شاعران معاصر ایران، متخلص به م امید، در سال 1307 در توس نو ( مشهد) به دنیا آمد و چهارم شهریور سال 1369 در تهران درگذشت.

وی در سال 1326 از هنرستان صنعتی دیپلم آهنگری گرفت و در سال 1327 به تهران آمد و معلم شد. در دهه سی شمسی وارد مبارزات سیاسی شد و به زندان افتاد.

مهدی اخوان ثالث نخستین دفتر شعرش را با عنوان ارغنون در سال 1330 منتشر کرد.

 


من نه سبک شناس هستم نه ناقد .... من هم از کار نیما الهام گرفتم و هم خود برداشت داشته ام.... شاید کوشیده باشم از خراسان دیروز به مازندران امروز برسم...   
مهدی اخوان ثالث 

اگرچه اخوان در دهه بیست فعالیت شعری خود را آغاز کرد، اما تا زمان انتشار سومین دفتر شعرش، زمستان، در سال 1336، در محافل ادبی آن روزگار شهرت چندانی نداشت.

مهارت اخوان در شعر حماسی است. او درونمایه های حماسی را در شعرش به کار می گیرد و جنبه هایی از این درونمایه ها را به استعاره و نماد مزین می کند.

به گفته برخی از منتقدان، تصویری که از م . امید در ذهن بسیاری به جا مانده این است که او از نظر شعری به نوعی نبوت و پیام آوری روی آورده و از نظر عقیدتی آمیزه ای از تاریخ ایران باستان و آراء عدالت خواهانه پدید آورده است و در این راه گاه ایران دوستی او جنبه نژاد پرستانه پیدا کرده است.

اما اخوان این موضوع را قبول نداشت و در این باره گفته است: "من به گذشته و تاریخ ایران نظر دارم. من عقده عدالت دارم، هر کس قافیه را می شناسد، عقده عدالت دارد، قافیه دو کفه ترازو است که خواستار عدل است.... گهگاه فریادی و خشمی نیز داشته ام."

 


 

اخوان از نگاه دیگران

شعرهای اخوان در دهه های 1330 و 1340 شمسی روزنه هنری تحولات فکری و اجتماعی زمان بود و بسیاری از جوانان روشنفکر و هنرمند آن روزگار با شعرهای او به نگرش تازه ای از زندگی رسیدند. مهدی اخوان ثالث بر شاعران معاصر ایرانی تاثیری عمیق دارد.

جمال میرصادقی، داستان نویس و منتقد ادبی در باره اخوان گفته است: من اخوان را از آخر شاهنامه شناختم. شعرهای اخوان جهان بینی و بینشی تازه به من داد و باعث شد که نگرش من از شعر به کلی متفاوت شود و شاید این آغازی برای تحول معنوی و درونی من بود.

 


هنر اخوان در ترکیب شعر کهن و سبک نیمایی و سوگ او بر گذشته مجموعه ای به وجود آورد که خاص او بود و اثری عمیق در هم نسلان او و نسل های بعد گذاشت   
نادر نادرپور 

نادر نادر پور، شاعر معاصر ایران که در سال های نخستین ورود اخوان به تهران با او و شعر او آشنا شد معتقد است که هنر م . امید در ترکیب شعر کهن و سبک نیمایی و سوگ او بر گذشته مجموعه ای به وجود آورد که خاص او بود و اثری عمیق در هم نسلان او و نسل های بعد گذاشت.

نادرپور گفته است: "شعر او یکی از سرچشمه های زلال شعر امروز است و تاثیر آن بر نسل خودش و نسل بعدی مهم است. اخوان میراث شعر و نظریه نیمایی را با هم تلفیق کرد و نمونه ای ایجاد کرد که بدون اینکه از سنت گسسته باشد بدعتی بر جای گذاشت. اخوان مضامین خاص خودش را داشت، مضامینی در سوگ بر آنچه که در دلش وجود داشت - این سوگ گاهی به ایران کهن بر می گشت و گاه به روزگاران گذشته خودش و اصولا سرشار از سوز و حسرت بود- این مضامین شیوه خاص اخوان را پدید آورد به همین دلیل در او هم تاثیری از گذشته می توانیم ببینیم و هم تاثیر او را در دیگران یعنی در نسل بعدی می توان مشاهده کرد."

 


 

اما خود اخوان زمانی گفت نه در صدد خلق سبک تازه ای بوده و نه تقلید، و تنها از احساس خود و درک هنری اش پیروی کرده : "من نه سبک شناس هستم نه ناقد ... من هم از کار نیما الهام گرفتم و هم خودم برداشت داشتم. در مقدمه زمستان گفته ام که می کوشم اعصاب و رگ و ریشه های سالم و درست زبانی پاکیزه و مجهز به امکانات قدیم و آنچه مربوط به هنر کلامی است را به احساسات و عواطف و افکار امروز پیوند بدهم یا شاید کوشیده باشم از خراسان دیروز به مازندران امروز برسم...."

هوشنگ گلشیری، نویسنده معاصر ایرانی مهدی اخوان ثالث را رندی می داند از تبار خیام با زبانی بیش و کم میانه شعر نیما و شعر کلاسیک فارسی. وی می گوید تعلق خاطر اخوان را به ادب کهن هم در التزام به وزن عروضی و قافیه بندی، ترجیع و تکرار می توان دید و هم در تبعیت از همان صنایع لفظی قدما مانند مراعات النظیر و جناس و غیره.

اسماعیل خویی، شاعر ایرانی مقیم بریتانیا و از پیروان سبک اخوان معتقد است که اگر دو نام از ما به آیندگان برسد یکی از آنها احمد شاملو و دیگری مهدی اخوان ثالث است که هر دوی آنها از شاگردان نیمایوشیج هستند.

به گفته آقای خویی، اخوان از ادب سنتی خراستان و از قصیده و شعر خراسانی الهام گرفته است و آشنایی او با زبان و بیان و ادب سنتی خراسان به حدی زیاد است که این زبان را به راستی از آن خود کرده است.

 


تعلق خاطر اخوان را به ادب کهن هم در التزام به وزن عروضی و قافیه بندی، ترجیع و تکرار می توان دید و هم در تبعیت از همان صنایع لفظی قدما مانند مراعات النظیر و جناس و غیره   
هوشنگ گلشیری 

آقای خویی می افزاید که اخوان دبستان شعر نوی خراسانی را بنیاد گذاشت و دارای یکی از توانمندترین و دورپرواز ترین خیال های شاعرانه بود.

زمستان، نمونه عالی شعر اخوان

وی به عنوان نمونه به شعر زمستان اشاره می کند و می گوید این شعر فقط یک روز برفی طبیعی توس نو  را تصویر می کند و از راه همین فضا آفرینی و تصویر آفرینی در حقیقت ما را به دیدن یا پیش چشم خیال آوردن دوران ویژه ای از تاریخ خود می رساند که در آن همه چیز سرد، تاریک و یخ زده و مملو از هراس است.

اسماعیل خویی معتقد است که اخوان همانند نیما از راه واقع گرایی به نماد گرایی می رسد.

وی درباره عنصر عاطفه در شعر اخوان می گوید که اگر در شعر قدیم ایران باباطاهر را نماد عاطفه بدانیم، شعری که کلام آن از دل بر می آید و بر دل می نشیند و مخاطب با خواندن آن تمام سوز درون شاعر را در خود بازمی یابد، اخوان فرزند بی نظیر باباطاهر در این زمینه است.

غلامحسین یوسفی در کتاب چشمه روشن می گوید مهدی اخوان ثالث در شعر زمستان احوال خود و عصر خود را از خلال اسطوره ای کهن و تصاویری گویا نقش کرده است.

 

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 آبان 1387    | توسط:    |    | نظرات()

آموزش

     

آموزش وارد کردن کدهای BISSوDCW در رسیورهای استارست 190, 220, x5d , x3d , x50cu



با توجه به ارائه شدن پچ های جدید برای این سری از رسیورهای استارست و افزوده شدن سیستم کدینگ Biss در منوی کدگذاری این مدل ها نحوه قرار دادن این کدها را به صورت دستی خدمت کاربران گرامی آموزش داده خواهد شد ابتدا پس از فشار دادن دکمه صفر در کنترل و وارد شدن به منوی کددهی دکمه VOL- را یک بار فشار داده تا وارد قسمت Biss شوید سپس دکمه CH- را یک بار فشار داده تا وارد قسمت Provider Name شوید و دکمه OK فشار داده سپس به تعداد کراکترهایی که باید کدهاشون وارد بشه دکمه قرمز روی کنترل را زده و بعد باید به ترتیب شماره آیدی - ایندکس و کدهای مورد نظر را وارد نمایید به این صورت که هر شبکه ای که کدهای مورد نظرش قرار داده میشه مانند سایر سیستم های کدگذاری دارای یک ID Name میباشد مثل 00 1F FF اما ممکن هست این آیدی به این صورت باشه 0 1F FF که در این صورت باید یک صفر به اول این آیدی اضافه بشه اما طریقه وارد کردنش همه که در بالا گفتیم بعد از زدن دکمه قرمز به صورت خودکار بر روی آیدی خواهد رفت که باید دکمه آبی رو کنترل را زده سپس منوی Edit آیدی باز خواهد شد پس از وارد کردن آیدی کد و ذخیره آن توسط گزینه Done این بار باید ایندکس کد رو وارد کنید که به صورت 00 و 0X که به مقدار و تعداد کراکتر های کد اضافه میشه اگر تعداد کدها 32 رقم باشه ایندکس آن به صورت 00 و 01 خواهد بود یعنی 16 رقم اول در ایندکس 00 و 16 رقم دوم در ایندکس 01 اما باید توجه به کد دریافتی کنید در آن نمایش داده شده ممکن هست به یک رقم دیگری باشه برای وارد کردن ایندکس هم مانند آیدی عمل کرده و بعد برای کدها هم به همچنین که پس از تغییرات کلی دکمه قرمز را برای ذخیره نهایی زده و خارج میشوید به این صورت میتوانید کدهای BISS شبکه های مورد نظر رو وارد رسیور خود کنید .

__________________

 

در حالی که پشت دیشی که روی هاتبرد تنظیم شده است قرار گرفتید به اندازه ی 13 درجه حدود 10 سانتیمتر جهت دیش را به سمت چپ بچرخانید.

2_ پایه ی دیش را در
حدود 4 تا 5 سانتیمتر بالا تر از هاتبرد قرار دهید.

3_ ساعت Lnb را هم مثل هاتبرد تنظیم نمایید.

4_ برای تنظیم دیش هم از فرکانس 11843 افقی 27500 ۴/۳ استفاده نمایید

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 آبان 1387    | توسط:    |    | نظرات()